تبليغاتX
خواب بزرگ
دوشنبه 1386/11/01
خجالت یا اشتراک؟

واقعن که! شما خجالت نمی کشید در حالیکه ۴ ماه است من به  وردپرس  مهاجرت کرده ام هنوز صبر می کنید تا اینجا را پینگ کنم و بیایید سر بزنید؟!

نمی گویم بیایید به آدرس جدید. فقط زود و بی معطلی فید مرا مشترک شوید تا اگر روزی روزگاری از وردپرس هم رفتم و خواب بزرگ هر جای دنیا بود شما نیاز به هیچ تغیر آدرسی نداشته باشید.

و این است فید خواب بزرگ :

روی فید خواب بزرگ کلیک کنید

+ نوشته شده در 21:57 توسط سروش روحبخش
یکشنبه 1386/07/29
post-101: خداحافظ بلاگفا

 

دوستان ، آشنایان، رفقا!

اسباب کشی انجام شد و این آخرین پست در بلاگفا دات کام خواهد بود.

آرشیو این مدت همچنان در بلاگفا می ماند.

از این پس می توانید خواب بزرگ را در :

http://bigsleep.wordpress.com/

بخوانید.

+ نوشته شده در 18:53 توسط سروش روحبخش
شنبه 1386/07/28
از دست ترمیناتور تا پاچه الیاس

 این غرغرها تکراری است.نویسنده حالش از نوشتن اینها بد می‌شود. ولی مجبور است این بدحالی را تحمل کند تا ببیند کدام پوست کلفت‌تریم."طرف"هامان با چه حجمی از تحقیر سرانجام به خود تکانی می‌دهند. با چه زبانی باید وادارشان کرد بینندگان عزیز را بلانسبت جماعت گوسپند نبینند.کی به جای اداهای جادوگرانه حاضر می‌شوند بروند کارشان را درست یاد بگیرند.


در دانشگاه استادی داشتیم که حرف بامزه‌ای می‌زد.
 می‌گفت چرا وقتی آرنولد (در ترمیناتور2)پوست ساعدش را می‌کند و آن زیر کلی دم و دستگاه و سیم است،تماشاگر باور می‌کند اما وقتی در یک فیلم وطنی یکی دارد از خیابان رد می‌شود همه چی باسمه‌ای و غیر قابل باور است؟
متاسفانه حقیقت ربطی به مسائل تکنیکی و سخت‌افزاری ندارد.ابداً.
یادتان هست که 2 سال پیش هر کس فتوشاپ یاد داشت خودش را گرافیست می‌دانست.حالا فیلمنامه نوشتن که دیگر همان را هم نمی‌خواهد. خرجش یک خودکار 70 تومانی است.وقتی شرایط تصویب فیلمنامه در دستگاه عریض و طویل صدا وسیما مبتنی بر لابی‌گری و مافیایی‌بازی است خب چرا کسی که رفقای خوبی دارد یک خودکار 70 تومانی نخرد؟قضیه به همین سادگی است.
خب. اوکی . فیلمنامه‌نویسی مال شما که رفقایی دارید.ولی بالاغیرتاً یکی از این کتابهای سید فیلد را هم که جلوی دانشگاه می‌فروشند بخرید و بخوانید.اگر دارید درباره بیمارستان می‌نویسید به اندازه یک نصفه روز و یک بلیط اتوبوس هزینه کنید و کمی سالن نزدیک‌ترین بیمارستان محل اقامتتان بنشینید.
اوه...بله بله چه انتظاراتی.خب همه اینها را بی‌خیال شوید.دست‌کم پشت میزتان بنشینید و با منطق سقراطی –به دکارت هم لازم نیست برسید- درباره چیزهایی که قصد نوشتنش را دارید فکر کنید.
آیا منطقی است که مادری قرمزی چشم پسرش را از هفت متری در تاریکی تشخیص دهد؟ مگر فیلم علمی‌تخیلی است؟ مگر مادر کذایی زن شش میلیون دلاری است؟
آیا منطقی‌است که یک بچه‌دزد قاتل که در حین درگیری با نیروی انتظامی زخمی شده در بیمارستانی بستری ‌شود و پزشک معالجش این ماجرا را نفهمد؟کلی فیلم با این موقعیت هست که زخمی شده توسط پلیس حاضر نیست برود بیمارستان چون می‌داند فوراً به پلیس خبر می‌دهند.

این نوع منطق که اصلاً ربطی به قصه و درام ندارد و قضیه دو دو تا چهارتای معروف است.در حد 12 سال تجربه زنده بودن لازم دارد و حدوداً 90 نمره بهره هوشی.
خب...خودکار به دستان عزیز اینها را ندارد؟
برای ایجاد تغیرات در ساختارهای ذهنی این عزیزان منتظر هیچ حرکت انقلابی نیستیم.همین که دفعه بعد که کسی خواست از کابوس بپرد بصورت 90 درجه از کمر دو تا نشود روی تختش و مثلاً با یک غلت بیدار شود یا دست‌کم 20 درجه تکان بخورد ما را کفایت می‌کند.
بی‌خیال شدن این 70 درجه احترام به شعور مخاطب است و البته قابل باور کردن لحظه کذایی.


اجداد معنوی ما این‌ها را گفته‌اند . ما هم وظیفه داریم بگوییم. متاسفانه حوالت دادن خودکار به دستان به راسته خیابان انقلاب همچنان باید تکرار شود.بدی قضیه این است که اگر با تعمیرکاری طرف بودیم که کارش را درست انجام نمی‌داد یا رفتگری یا آرایشگری  می‌شد رسوایش کرد. باهاش دست به یقه شد.ازش شکایت کرد.
متاسفانه باید تحمل کنی شیاطین در یک سریال جدی" یوهاهاها "می‌گویند و بعد کارشناسان جمع می‌شوند و این گاف عظما را تحلیل می‌کنند.

نویسنده حالش از نوشتن این خطوط بد است. شما و خودش را دعوت می‌کند تا اطلاع ثانوی به دست پر پیچ و مهره ترمیناتور خیره شویم و از تماشایش لذت ببریم.

+ نوشته شده در 13:56 توسط سروش روحبخش
سه شنبه 1386/07/24
مقدماتی برای ماست خوردن در کنج دیوار:خلاصی از بلاگرولینگ و خیلی چیزهای دیگر
خیلی از اهالی وبلاگستان درباره چیزهایی غیر از آی‌تی می‌نویسند.اساساً علایق دیگری دارند. اما  این وسط پارادوکسی که شکل می‌گیرد این است: آنان برای ارتقا و بهبود مدیوم شخصی‌شان ناچارند تا حدودی در جریان وقایع جهان آی‌تی باشند.مجبورند هر از گاهی با یک سری کد نامفهوم سر و کله بزنند،سراغ بهترین سایت‌های آپلود را بگیرند.برای به دست آوردن یک کانتر جذاب تازه جاهای تازه‌ای رجیستر شوند.
نه برای جینگول‌بازی. یا تفنن. برای این که بتوانند نوشته‌هایشان را در بهترین شکل ممکن عرضه کنند.
نمونه اخیر این درگیری در مورد فیل.تر شدن بلاگرولینگ دست به گریبان وبلاگستان شد.آی‌تی نویسان به سرعت به راه حل های شخصی رسیدند.اما آن دسته از شهروندان این دنیا که دغدغه‌های دیگری داشتند از غافله عقب ماندند و مجبور بودند در بی‌حوصلگی و بی‌خبری ناظران این وضعیت باشند.
خلاصه گریز از تکنولوژی هر جای این جهان ممکن باشد متاسفانه در اینترنت ممکن نیست.

از این جا به بعد نوشته را می‌توانید تکمله‌ای بر وب‌نویسی برای خانم چاقه تصور کنید. بیشتر دوست دارم آن دسته از رفقا که مثل خودم به کنج کوچکی در وبلاگستان راضی‌اند و ماستشان را می‌خورند این نوشته را بخوانند و به کارشان بیاید....


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 12:41 توسط سروش روحبخش